السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
362
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
ذات و ماهيتشان يكى است ) ، و به ديگر بيان : « نوع حقيقى مفهومى كلى است كه بيانگر تمام ذاتيات افراد و مصاديق خودش است » . و اما در تعريف نوع اضافى غالبا گفته مىشود : « كلى ذاتىاى كه تحت يك جنس مندرج است ، نسبت به آن جنس نوع اضافى مىباشد . » مثلا انسان از آنجهت كه تحت حيوان مندرج است ، نوع اضافى حيوان به شمار مىرود ؛ و حيوان نيز از آنجهت كه تحت جسم نامى مندرج است ، نوع اضافى جسم نامى محسوب مىگردد . و جسم نامى نيز از آنجهت جسم مطلق مندرج است ، نوع اضافى جسم مىباشد . و همچنين جسم ، نوع اضافى جوهر مىباشد . از آنچه بيان شد دانسته مىشود كه بنابر نظر مشهور منطقدانان واژهء نوع ، مشترك لفظى ميان دو اصطلاح مختلف است ، و ميان اين دو اصطلاح رابطهء عموم و خصوص من وجه برقرار است . زيرا مثلا انسان هم نوع حقيقى است و هم نوع اضافى حيوان مىباشد ؛ ( مادهء اشتراك ميان دو اصطلاح ) . و حيوان نوع اضافى جسم نامى است ، اما نوع حقيقى به شمار نمىرود . و بالعكس ماهيت تام بسيطى كه تحت هيچ جنسى مندرج نمىشود ، نوع حقيقتى است ، اما نوع اضافى نمىباشد . علامهء طباطبائى قدّس سرّه تعريف ديگرى براى نوع ارائه مىدهد ، و آن اينكه « نوع ماهيت تام و كاملى است كه آثار حقيقى خاصى بر آن مترتب مىگردد ، از آن جهت كه يك ماهيت تام است » . اين تعريف ، نوع حقيقى و نوع اضافى ، هردو را در بر مىگيرد . زيرا حيوان ، از آن جهت كه تحت جسم نامى مندرج است ، يك ماهيت تام است كه آثار حقيقى ويژهاى ، مانند حركت ارادى و احساس بر آن مترتب مىگردد . اگرچه حيوان ، از آن جهت كه انواع متعددى تحت آن مندرج است ، و مردد ميان هريك از آنها مىباشد ، يك ماهيت ناقص مىباشد . نوع سافل نوع سافل - كه به آن نوع الانواع و نوع حقيقى نيز گفته مىشود - نوعى است كه زير آن نوعى نباشد ، مانند انسان . نوع عالى نوع عالى آن است كه زير آن نوع باشد ، ولى بالاى آن نوعى نباشد ، مانند جسم . نوع متوسط نوع متوسط آن است كه هم بالاى آن نوع باشد و هم پايين آن ، مانند : حيوان .